
یک پروژه محیط پاک معمولاً با خرید یک محصول شروع نمیشود؛ بلکه با شناسایی یک مسئله آغاز میشود.
ممکن است یک ساختمان با کیفیت نامناسب هوا مواجه باشد، یک مجموعه حجم زیادی پسماند تولید کند، یک واحد صنعتی به دنبال کاهش مصرف انرژی باشد یا یک مجموعه قصد استفاده از انرژی خورشیدی را داشته باشد.
در هرکدام از این شرایط، نوع متخصص موردنیاز متفاوت است.
به همین دلیل، پیش از انتخاب شرکت یا خرید تجهیزات باید مشخص شود مسئله پروژه چیست، چه نتیجهای مورد انتظار است و برای رسیدن به آن چه تخصصهایی لازم است.
اولین مرحله هر پروژه، شناخت دقیق مسئله است.
برای مثال، عبارت «هوای ساختمان مناسب نیست» برای شروع یک پروژه کافی نیست.
باید مشخص شود:
مشکل کیفیت هوا چیست؟
چه فضایی تحت تأثیر قرار گرفته است؟
چه آلایندهای مطرح است؟
شرایط فعلی چگونه اندازهگیری شده؟
هدف پروژه چیست؟
چه محدودیتهایی وجود دارد؟
در این مرحله، متخصص یا مشاور میتواند به تعریف دقیقتر مسئله کمک کند.
بدون این مرحله، احتمال انتخاب محصول یا خدمت نامناسب افزایش پیدا میکند.
متخصص در مرحله اولیه میتواند مسئله را بررسی و راهکارهای ممکن را مشخص کند.
برای مثال، در یک پروژه تصفیه هوا ممکن است تشخیص دهد که مشکل با یک دستگاه مستقل حل نمیشود و نیاز به اصلاح تهویه یا تغییر نحوه گردش هوا نیز وجود دارد.
در پروژههای دیگر نیز ممکن است متخصص، گزینههای مختلف مدیریت پسماند یا انرژی را مقایسه کند.
نقش او این است که پیش از هزینهکرد، تصمیم فنی را دقیقتر کند.
بعد از شناخت مسئله، باید راهکار مناسب طراحی شود.
در این مرحله ممکن است نیاز باشد:
ظرفیت تجهیزات تعیین شود.
محل نصب مشخص شود.
زیرساخت موردنیاز بررسی شود.
تجهیزات مناسب انتخاب شوند.
هزینه اولیه و هزینه نگهداری برآورد شود.
زمان اجرا مشخص شود.
هرچه پروژه پیچیدهتر باشد، اهمیت این مرحله بیشتر میشود.
در پروژههای بزرگ، ممکن است چند متخصص مختلف در طراحی راهکار همکاری کنند.
وقتی راهکار به محصول یا تجهیز خاصی نیاز داشته باشد، مرحله بعد میتواند انتخاب تولیدکننده باشد.
برای مثال:
دستگاه تصفیه هوا
تجهیزات پایش
تجهیزات مدیریت پسماند
تجهیزات بازیافت
پنل و تجهیزات خورشیدی
سیستمهای کنترل و پایش
ممکن است از تولیدکنندگان مختلف تهیه شوند.
در این مرحله باید مشخصات فنی و تناسب محصول با نیاز پروژه بررسی شود.
محصول خوب الزاماً محصول مناسب هر پروژه نیست.
بعد از انتخاب تجهیزات، باید آنها به شکل مناسب تهیه شوند.
اینجا تأمینکننده میتواند نقش مهمی داشته باشد.
تأمینکننده ممکن است:
محصول موردنظر را تهیه کند.
چند تجهیز مختلف را یکجا تأمین کند.
تجهیزات جانبی را فراهم کند.
هماهنگی تحویل را انجام دهد.
خدمات مرتبط با تأمین را ارائه کند.
در پروژههای بزرگ، مدیریت درست تأمین میتواند روی زمان و هزینه اجرای پروژه تأثیر زیادی داشته باشد.
پس از آماده شدن راهکار و تجهیزات، مرحله اجرا آغاز میشود.
مجری میتواند مسئولیتهایی مانند:
نصب
راهاندازی
اجرای زیرساخت
تنظیم تجهیزات
تست اولیه
آموزش استفاده
تحویل پروژه
را بر عهده داشته باشد.
این مرحله جایی است که کیفیت اجرای عملی اهمیت پیدا میکند.
حتی بهترین تجهیزات نیز اگر به شکل نادرست نصب یا تنظیم شوند، ممکن است عملکرد مورد انتظار را نداشته باشند.
برخی راهکارها به زیرساخت ساختمان یا تأسیسات آن وابسته هستند.
برای مثال، اجرای یک سیستم تهویه، تصفیه مرکزی یا برخی راهکارهای انرژی ممکن است نیازمند تغییر یا هماهنگی با تأسیسات ساختمان باشد.
در این شرایط، همکاری متخصص محیط پاک با متخصص تأسیسات اهمیت پیدا میکند.
این همکاری از اجرای راهکاری جلوگیری میکند که از نظر تئوری مناسب است اما با زیرساخت موجود سازگاری ندارد.
در پروژههایی که کاهش مصرف انرژی یا استفاده از منابع تجدیدپذیر مطرح است، متخصص انرژی میتواند وضعیت مصرف و ظرفیت موردنیاز را بررسی کند.
برای مثال، پیش از اجرای یک سیستم خورشیدی باید مشخص شود:
میزان مصرف چقدر است؟
هدف از اجرای سیستم چیست؟
چه ظرفیتی موردنیاز است؟
محل نصب چه شرایطی دارد؟
چه تجهیزاتی لازم است؟
نگهداری چگونه انجام خواهد شد؟
در چنین پروژههایی، صرفاً خرید پنل خورشیدی یک پروژه انرژی کامل محسوب نمیشود.
هر پروژهای که حجم قابل توجهی پسماند تولید میکند، ممکن است به متخصص مدیریت پسماند نیاز داشته باشد.
این تخصص میتواند در زمینههای مختلفی وارد شود:
شناسایی انواع پسماند
کاهش تولید
تفکیک در مبدأ
جمعآوری
انتقال
پردازش
بازیافت
مدیریت پسماندهای خاص
راهکار مناسب به نوع فعالیت مجموعه بستگی دارد.
روش مدیریت پسماند یک ساختمان اداری با یک کارخانه یا مجموعه صنعتی یکسان نیست.
اگر بخشی از پسماند قابلیت بازیافت داشته باشد، تخصص بازیافت نیز میتواند وارد پروژه شود.
در این مرحله، باید مشخص شود:
چه موادی قابل بازیافت هستند؟
چگونه باید تفکیک شوند؟
چه فرآیندی برای آنها مناسب است؟
چه مجموعهای میتواند آنها را دریافت یا پردازش کند؟
بنابراین بازیافت فقط مرحله نهایی نیست؛ از مرحله تفکیک و مدیریت اولیه نیز تأثیر میگیرد.
در پروژههای حرفهای، صرفاً اجرای راهکار کافی نیست.
باید بتوان بررسی کرد که آیا راهکار نتیجه مورد انتظار را ایجاد کرده است یا خیر.
برای مثال، در پروژه کیفیت هوا ممکن است شاخصهای مشخصی قبل و بعد از اجرا اندازهگیری شوند.
در پروژه انرژی نیز میتوان مصرف قبل و بعد از اجرای راهکار را مقایسه کرد.
در مدیریت پسماند نیز میزان کاهش، تفکیک یا بازیافت میتواند مورد پایش قرار گیرد.
آنچه اندازهگیری نشود، سختتر قابل ارزیابی است.
یکی از اشتباهات رایج این است که پروژه با نصب تجهیزات تمامشده تصور شود.
در واقع، بسیاری از راهکارهای محیط پاک یک چرخه دارند:
بررسی → طراحی → تأمین → اجرا → راهاندازی → پایش → نگهداری → بهبود
بنابراین بعد از اجرا نیز ممکن است به متخصص یا مجری خدمات نگهداری نیاز باشد.
تجهیزات محیطی برای حفظ عملکرد مناسب به نگهداری نیاز دارند.
برای مثال:
فیلترها باید تعویض شوند.
تجهیزات باید سرویس شوند.
سیستمها باید بررسی شوند.
خرابیها باید شناسایی شوند.
عملکرد تجهیزات باید پایش شود.
نادیده گرفتن این مرحله میتواند باعث کاهش عملکرد یا افزایش هزینههای آینده شود.
خیر.
این نکته بسیار مهم است.
یک پروژه کوچک ممکن است تنها به یک متخصص و یک مجری نیاز داشته باشد.
پروژه دیگری ممکن است به متخصص، تولیدکننده، تأمینکننده، مجری، متخصص تأسیسات و تیم نگهداری نیاز داشته باشد.
بنابراین نباید یک ساختار ثابت برای تمام پروژهها تعریف کرد.
تعداد متخصصان باید از پیچیدگی و نیاز واقعی پروژه تعیین شود.
فرض کنیم یک ساختمان اداری با مشکل کیفیت هوای داخل مواجه است.
مسیر پروژه میتواند چنین باشد:
۱. بررسی شرایط موجود
متخصص کیفیت هوا شرایط را بررسی میکند.
۲. تشخیص مسئله
منبع یا عوامل مؤثر بر مشکل مشخص میشوند.
۳. طراحی راهکار
راهکار مناسب با توجه به ساختمان انتخاب میشود.
۴. انتخاب تجهیزات
تجهیزات مناسب انتخاب میشوند.
۵. تأمین
تجهیزات و اقلام موردنیاز تهیه میشوند.
۶. اجرا
مجری تجهیزات را نصب و راهاندازی میکند.
۷. پایش
شرایط پس از اجرا بررسی میشود.
۸. نگهداری
سرویسهای دورهای و تعویض قطعات انجام میشود.
در چنین پروژهای ممکن است چهار یا پنج نقش مختلف حضور داشته باشند، اما همه آنها لزوماً توسط شرکتهای جداگانه انجام نمیشوند.
در یک مجموعه تجاری یا صنعتی، مسیر متفاوت خواهد بود.
ابتدا نوع و حجم پسماند بررسی میشود.
سپس راهکار کاهش و تفکیک مشخص میشود.
بعد تجهیزات و زیرساخت لازم فراهم میشود.
در مرحله اجرا، جمعآوری و تفکیک انجام میشود و مواد قابل بازیافت به مسیر مناسب منتقل میشوند.
در چنین پروژهای ممکن است متخصص مدیریت پسماند، تأمینکننده تجهیزات، مجری عملیات و مجموعه بازیافت در کنار یکدیگر قرار گیرند.
در یک پروژه خورشیدی نیز مسیر پروژه میتواند شامل مراحل مختلف باشد:
ارزیابی مصرف → بررسی محل → طراحی سیستم → انتخاب تجهیزات → تأمین → نصب → راهاندازی → پایش و نگهداری
در اینجا نیز نقش فروشنده تجهیزات، متخصص طراحی و مجری پروژه الزاماً یکسان نیست.
این تفاوت هنگام انتخاب پیمانکار یا شرکت ارائهدهنده خدمات بسیار مهم است.
بهترین تیم پروژه الزاماً بزرگترین تیم نیست.
اگر یک پروژه کوچک به پنج متخصص نیاز نداشته باشد، اضافه کردن افراد بیشتر فقط فرآیند را پیچیده میکند.
از طرف دیگر، حذف یک تخصص ضروری برای کاهش هزینه نیز میتواند باعث اشتباه در مراحل بعد شود.
بنابراین انتخاب تیم باید بر اساس سه عامل انجام شود:
پیچیدگی پروژه
ریسکهای پروژه
تخصصهای واقعاً موردنیاز
شبکه متخصصین پاکدون میتواند در مرحله شناخت و پیدا کردن ظرفیتهای تخصصی به پروژه کمک کند.
هدف این نیست که شبکه به جای صاحب پروژه تصمیم بگیرد چه شرکتی باید انتخاب شود.
بلکه مخاطب بتواند متخصصان، تولیدکنندگان، تأمینکنندگان و مجریان مرتبط با موضوع پروژه را بهتر بشناسد و سپس بر اساس معیارهای مناسب آنها را بررسی کند.
این نگاه، شبکه را از یک فهرست ساده شرکتها متمایز میکند.
پروژههای محیط پاک گاهی با حوزههای دیگری نیز تداخل دارند.
برای مثال، اگر پروژه در یک ویلا یا مجموعه ویلایی اجرا شود، ممکن است همزمان به متخصصان ساختمان، محوطه، تأسیسات و تجهیزات ویلا نیاز داشته باشد.
در چنین مواردی، شبکه تکباغ میتواند برای شناخت ظرفیتهای تخصصی مرتبط با ویلا مورد استفاده قرار گیرد.
در پروژههای طراحی و ساخت نیز ممکن است همکاری با فعالان شبکه عمران ویلا مناسب باشد.
این ارتباطها به معنای یکسان بودن شبکهها نیست؛ بلکه هر شبکه حوزه تخصصی خودش را دارد و در پروژههای مشترک میتوان میان آنها ارتباط ایجاد کرد.
یک پروژه محیط پاک زمانی شانس بیشتری برای موفقیت دارد که:
مسئله از ابتدا درست تعریف شده باشد.
تخصص مناسب انتخاب شده باشد.
مسئولیتها مشخص باشند.
تجهیزات متناسب با پروژه انتخاب شوند.
اجرای صحیح انجام شود.
عملکرد راهکار قابل ارزیابی باشد.
نگهداری پس از اجرا پیشبینی شده باشد.
بنابراین موفقیت پروژه فقط به خرید بهترین محصول وابسته نیست.
زنجیره تصمیمگیری و اجرای صحیح اهمیت بیشتری دارد.
یک پروژه محیط پاک میتواند از چند مرحله و چند تخصص تشکیل شود؛ از تعریف مسئله و مشاوره تا طراحی راهکار، تولید و تأمین تجهیزات، اجرا، پایش و نگهداری.
نوع و تعداد متخصصان باید بر اساس نیاز واقعی پروژه تعیین شود.
در یک پروژه کوچک ممکن است یک یا دو مجموعه تمام مراحل را پوشش دهند؛ در پروژههای پیچیدهتر، چندین متخصص و شرکت مکمل میتوانند در کنار یکدیگر فعالیت کنند.
شبکه متخصصین پاکدون میتواند در این میان نقش یک نقطه شروع برای شناخت تخصصها و پیدا کردن فعالان مرتبط با هر مرحله از پروژه را داشته باشد؛ تا مسیر رسیدن از یک مسئله محیطی به یک راهکار قابل اجرا، روشنتر و منظمتر شود.